Learning About Computer & Internet
|
|
|
مقاله ای دیگر از هوش مصنوعی موضوع: مقالات سه شنبه هجدهم مهر 1385 9:44 ـ هدف از اين مقاله آشنائي با هوش مصنوعي به عنوان سمبل ونماد دوران فراصنعتي و نقش و كاربرد آن در صنايع و مؤسساتتوليدي ميباشد. بدين منظور، اين موضوع در قالب دو مقاله جداگانهو يا دو بخش ارائه ميشود. در (بخش اول) هوش مصنوعي موردمطالعه قرار ميگيرد و سئوالاتي نظير اين كه هوش مصنوعيچيست؟ تفاوت هوشمصنوعي و هوش طبيعي (انساني) درچيست؟ شاخههاي عمده هوش مصنوعي كدامند؟ و نهايتأ، اجزايهوش مصنوعي نيز تشريح ميشود. در بخش دوم،كاربردهاي هوش مصنوعيدر صنايع و مؤسساتتوليدي، بخصوص در زمينهسيستمهاي خبره وآدموارهها مورد مطالعه وتجزيه و تحليل قرارميگيرد. دهههاي آغازين سده بيستم ميلادي و دوران پيشرفت شگرفصنعتي، همراه با توليد خودرو بود كه انقلاب همه جانبهاين درترابري، افزايش شتاب جابجايي و صدها كار و پيشه جديد دررشتهها بازرگاني بوجود آورده است. تلاش در راه برخوردار نمودن رايانه از توانائيهاي شناخت وتقليد جنبههاي هوشي انسان از دهه 1950 ميلادي آغاز شده است.در سال 1956 ميلادي، گروهي از دانشمندان از جمله ماروينمينسكي(2) (از دانشگاه فني ماساچوست)، كلود شانن(3) (ازآزمايشگاه نامدار بل) و جان مككارتي(4) (از دانشگاه دارتموت(همايش در دارت موت (5)كانادا برگزار نمودند تا در اينزمينه به گفتگو بپردازند. جان مك كارتي دانشيار كرسي رياضيدانشگاه و ميزبان همايش، عنوان پهوش مصنوعي) را بر اين نشستنهاد.از آن زمان تاكنون ميان دانشمندان و خبرگان آگاه همچنانبحث در مفهوم هوش مصنوعي جريان دارد. براي شناخت هوش مصنوعي شايسته است تا تفاوت آن را با هوشانساني به خوبي بدانيم. مغز انسان از ميلياردها سلول يا رشته عصبيدرست شده است و اين سلولها به صورت پيچيدهاي به يكديگرمتصلاند. شبيهسازي مغز انسان ميتواند از طريق سختافزار يا نرمافزارانجام گيرد. تحقيقات اوليه نشان داده است شبيهسازي مغز، كاريمكانيكي و ساده ميباشد. براي مثال، يك كرم داراي چند شبكه عصبياست. يك حشره حدود يك ميليون رشته عصبي دارد و مغز انسان ازهزار ميليارد رشته عصبي درست شده است. با تمركز و اتصال رشتههايعصبي مصنوعي ميتوان واحد هوش مصنوعي را درست كرد. هوش مصنوعي به تعدادي ميدانهاي فرعي تقسيم شده است و سعيدارد تا سيستمها و روشهايي را ايجاد كند كه بطور تقليدي مانند هوش ومنطق تصميمگيرندگان عمل نمايد. هوش مصنوعي در يك نگاه
سيستمهاي خبره، برنامههاي كاميپوتري هوشمندي هستند كه دانشو روشهاي استنباط و استنتاج را بكار ميگيرند تا مسائلي را حل كنند كهبراي حل آنها به مهارت انساني نياز است. مزاياي سيستمهاي خبره را ميتوان به صورت زير دستهبندي كرد: كلمه آدمواره (ربات)بعد از به صحنه درآمدن يك نمايش در سال1920 ميلادي در فرانسه متداول و مشهور گرديد. در اين نمايش كه اثر«كارل كپك» بود، موجودات مصنوعي شبيه انسان، وابستگي شديدينسبت به اربابان خويش از خود نشان ميدادند. اين موجودات مصنوعيشبيه انسان در آن نمايش، آدمواره نام داشتند(9). پردازش زبانهاي طبيعي بعنوان زيرمجموعهاي از هوش مصنوعي،ميتواند توصيهها و بيانات را با استفاده از زباني كه شما به طور طبيعي درمكالمات روزمره بكار ميبريد، بفهمد و مورد پردازش قرار دهد. به طوركلي نحوه كار اين شاخه از هوش مصنوعي اين است كه زبانهاي طبيعيانسان را تقليد ميكند. در اين ميان، پيچيدگي انسان از بعد روانشناسي برروي ارتباط متعامل تاثير ميگذارد. نوشته شده توسط هادی قنبری | لینک ثابت |
مقاله ای جزئی درباره هوش مصنوعی موضوع: مقالات سه شنبه هجدهم مهر 1385 9:40 نام Marvin Lee Minsky كه اغلب با عنوان ميشكي پير شناخته مي شود، همواره با هوش مصنوعي همراه بوده است. اما وي علاوه بر فعاليت هاي گسترده در زمينه هوش مصنوعي، مبدع نمايشگرهاي كلاهخودي ، شبكه عصبي يادگيرنده با نام و اولين لاك پشت زبان Logo نيز هست.
ماريون لي مينسكي، در نهم آگوست 1927 متولد شد. دوران ابتدايي و دبيرستان را در زادگاهش يعني نيويورك گذراند. به دليل علاقه اي كه به رياضيات داشت، در دانشگاه همان رشته را هم پيگيري كرد و در 1950، مدرك كارشناسي رياضيات را از هاروارد اخذ نمود. سپس از پرينستون رفت تا مدرك دكتراي رياضيات را دريافت كند. در سال 1958 جذب دانشگاه MIT شد و هنوز هم در همانجا به تدريس مهندسي برق و علوم كامپيوتر مشغول است. علاقه وي به هوش ماشيني و هوش مصنوعي به اوايل دهه 1950 باز مي گردد. يعني همزمان با مطالعات جان مك كارتي در اين زمينه. مينسكي در سال 1951، نخستين شبكه عصبي يادگيرنده تصادفي، موسوم به SNARC ، را براساس شبيه سازي ارتباطات عصبي طبيعي ساخت. سپس به ايده كامپيوتري كردن خصوصيات روان شناختي انسان علاقه مند شد و تلاش كرد ماشيني بسازد كه باهوش به نظر برسد. در سال 1961 با همكاري جان مك كارتي مقاله اي را تحت عنوان گام هاي پيش روي هوش مصنوعي نوشت و در آن ضمن بيان آنچه كه تا آن زمان در زمينه هوش مصنوعي صورت گرفته بود، به بحث درباره مسائل و مشكلات پيش روي اين مسئله پرداخت و موضوع هوش مصنوعي را به يك موضوع جدي و چالش برانگيز مبدل نمود. مينسكي در سال 1963 در مقاله ديگري تحت عنوان ماده، فكر و مدل ها به مشكلات ساخت ماشين هاي متكي به خود پرداخت. وي در ادامه تحقيقاتش در سال 1969 با همكاري Seymour Papert ، تلاش كرد محدوديت ها ، قابليت ها و خصوصيات يك سيستم يادگيرنده بدون حلقه و ماشين هاي تشخيص الگو را مشخص نمايد. در اوايل دهه 1970 ميلادي ، مينسكي و پاپرت ، فرموله كردن نظريه انجمن فكر را شروع كردند. اين نظريه در واقع تركيبي بود از روان شناسي ، تجربه انساني و هوش مصنوعي. انجمن فكر توضيح مي داد كه هوشمندي نمي تواند محصولي از هرماشين مستقل باشد، بلكه هوشمندي از عكس العمل هاي مديريت شده عوامل مناسب، متفاوت و مجزا حاصل مي آيد. آن ها تاكيد كردند كه اين تفكيك بين عواملي كه باعث هوشمندي مي گردند، لازم است . زيرا فعاليت هاي مجزا، به مكانيسم هاي مجزا نياز دارند. در نتيجه، روان شناسي،از عنصري يكپارچه به تعدادي عامل يا موجوديت پايه اي تبديل مي گردد كه لازم است مكانيسم هاي هر يك از آن ها، يعني ساز و كارهايي كه يك فكر براي مديريت عكس العمل هاي عوامل متفاوت و مجزا استفاده مي كند، كشف شوند. اين نظريه انقلابي، بحث محافل دانشگاهي در دهه هاي هشتاد و نود ميلادي بود. اما مينسكي و پاپرت براي توسعه اين نظريه راه هاي متفاوتي را پيمودند. پاپرت به دنبال عملي كردن نتايج حاصل از اين نظريه در موضوع آموزش بود. اما مينسكي همچنان به جنبه هاي نظري موضوع علاقه داشت، وي در سال 1985، كتاب انجمن فكر را منتشر كرد و در آن نظريه مذكور را به طور كامل شرح داد. علاقه مندي مينسكي كه در حال حاضر روي كتاب ديگري به نام Emotion Machine كار مي كند ، توصيف قوانين ناظر براحساس، اهداف و فعاليت هايي است كه در فكر انسان ها مي گذرد. پروفسور مينسكي غير از اين فعاليت ها، دارنده حق اختراع نخستين نمايشگركلاهخودي نيز مي باشد. ضمن آنكه او در ساختن ميكروسكوپ هاي ليزري الكترونيكي اوليه و نخستين لاك پشت زبان Logo نيز سهيم بوده است . جوايز و مدال هاي متعددي را نيز كسب كرده است كه از آن جمله مي توان به اين موارد اشاره كرد: جايزه تورينگ از انجمن ماشين هاي محاسب 1970، جايزه كيليان دانشگاه MIT 1989، جايزه پژوهشگر برجسته1991، جايزه پريستلي1995، جايزه دانشمند پيشرو از موسسه IEEE 1995 و جايزه فرانكلين 2001. مينسكي هم اكنون در آكادمي ملي مهندسي، آكادمي ملي علوم ايالات متحده، آكادمي ملي علوم آرژانتين و گروه مشاوران انجمن سياره شناسي و موسسه ملي فضانوردي عضويت دارد. نوشته شده توسط هادی قنبری | لینک ثابت |
هوش مصنوعی موضوع: مقالات یکشنبه شانزدهم مهر 1385 9:3 هوش مصنوعي چيست ؟
« هوش مصنوعي، دانش ساختن ماشين ها يا برنامههاي هوشمند است. » همانگونه كه از تعريف فوق-كه توسط يكي از بنيانگذاران هوش مصنوعي ارائه شده است- برميآيد،حداقل به دو سؤال بايد پاسخ داد: رؤياي طراحان اوليه كامپيوتر از بابيج تا تورينگ، ساختن ماشيني بود كه قادر به حل تمامي مسائل باشد، البته ماشيني كه در نهايت ساخته شد(كامپيوتر) به جز دسته اي خاص از مسائلقادر به حل تمامي مسائل بود. اما نكته در اينجاست كه اين «تمامي مسائل» چيست؟ طبيعتاً چون طراحان اوليه كامپيوتر، منطقدانان و رياضيدانان بودند، منظورشان تمامي مسائل منطقي يا محاسباتي بود. بدين ترتيب عجيب نيست، هنگامي كه فوننيومان سازنده اولين كامپيوتر، در حال طراحي اين ماشين بود، كماكان اعتقاد داشت براي داشتن هوشمندي شبيه به انسان، كليد اصلي، منطق(از نوع به كار رفته در كامپيوتر) نيست، بلكه احتمالاً چيزي خواهد بود شبيه ترموديناميك! به هرحال، كامپيوتر تا به حال به چنان درجهاي از پيشرفت رسيده و چنان سرمايهگذاري عظيمي برروي اين ماشين انجام شده است كه به فرض اين كه بهترين انتخاب نباشد هم، حداقل سهلالوصولترين و ارزانترين و عموميترين انتخاب براي پيادهسازي هوشمنديست. بنابراين ظاهراً به نظر ميرسد به جاي سرمايهگذاري براي ساخت ماشينهاي ديگر هوشمند، ميتوان از كامپيوترهاي موجود براي پيادهسازي برنامههاي هوشمند استفاده كرد و اگر چنين شود، بايد گفت كه طبيعت هوشمندي ايجاد شده حداقل از لحاظ پيادهسازي، كاملاً با طبيعت هوشمندي انساني متناسب خواهد بود، زيرا هوشمندي انساني، نوعي هوشمندي بيولوژيك است كه با استفاده از مكانيسمهاي طبيعي ايجاد شده، و نه استفاده از عناصر و مدارهاي منطقي. در برابر تمامي استدلالات فوق مي توان اين نكته را مورد تاُمل و پرسش قرار داد كه هوشمندي طبيعي تا بدان جايي كه ما سراغ داريم، تنها برمحمل طبيعي و با استفاده از روش هاي طبيعت ايجاد شده است. طرفداران اين ديدگاه تا بدانجا پيش رفتهاند كه حتي ماده ايجاد كننده هوشمندي را مورد پرسش قرار داده اند، كامپيوتر از سيليكون استفاده مي كند، در حالي كه طبيعت همه جا از كربن سود برده است. مهم تر از همه، اين نكته است كه در كامپيوتر، يك واحد كاملاً پيچيده مسئوليت انجام كليه اعمال هوشمندانه را بعهده دارد، در حالي كه طبيعت در سمت و سويي كاملاً مخالف حركت كرده است. تعداد بسيار زيادي از واحدهاي كاملاً ساده (بعنوان مثال از نورونهاي شبكه عصبي) با عملكرد همزمان خود (موازي) رفتار هوشمند را سبب مي شوند. بنابراين تقابل هوشمندي مصنوعي و هوشمندي طبيعي حداقل در حال حاضر تقابل پيچيدگي فوق العاده و سادگي فوق العاده است. اين مساُله هم اكنون كاملاً به صورت يك جنجال(debate) علمي در جريان است. در هر حال حتي اگر بپذيريم كه كامپيوتر در نهايت ماشين هوشمند مورد نظر ما نيست، مجبوريم براي شبيهسازي هر روش يا ماشين ديگري از آن سود بجوييم. تاريخ هوش مصنوعي هوش مصنوعي به خودي خود علمي است كاملاً جوان. در واقع بسياري شروع هوش مصنوعي را 1950 مي دانند زماني كه آلن تورينگ مقاله دورانساز خود را در باب چگونگي ساخت ماشين هوشمند نوشت (آنچه بعدها به تست تورينگ مشهور شد) تورينگ درآن مقاله يك روش را براي تشخيص هوشمندي پيشنهاد ميكرد. اين روش بيشتر به يك بازي شبيه بود.
فرض كنيد شما در يك سمت يك ديوار (پرده يا هر مانع ديگر) هستيد و به صورت تله تايپ باآن سوي ديوار ارتباط داريد و شخصي از آن سوي ديوار از اين طريق با شما در تماس است. طبيعتاً يك مكالمه بين شما و شخص آن سوي ديوار ميتواند صورت پذيرد. حال اگر پس از پايان اين مكالمه، به شما گفته شود كه آن سوي ديوار نه يك شخص بلكه (شما كاملاً از هويت شخص آن سوي ديوار بيخبريد) يك ماشين بوده كه پاسخ شما را ميداده، آن ماشين يك ماشين هوشمند خواهد بود، در غير اين صورت(يعني در صورتي كه شما در وسط مكالمه به مصنوعي بودن پاسخ پي ببريد) ماشين آن سوي ديوار هوشمند نيست و موفق به گذراندن تست تورينگ نشده است. بايد دقت كرد كه تورينگ به دو دليل كاملاً مهم اين نوع از ارتباط(ارتباط متني به جاي صوت) را انتخاب كرد. اول اين كه موضوع ادراكي صوت را كاملاً از صورت مساُله حذف كند و اين تست هوشمندي را درگير مباحث مربوط به دريافت و پردازش صوت نكند و دوم اين كه بر جهت ديگري هوش مصنوعي به سمت نوعي از پردازش زبان طبيعي تاكيد كند. در هر حال هر چند تاكنون تلاشهاي متعددي در جهت پياده سازي تست تورينگ صورت گرفته مانند برنامه Eliza و يا AIML (زباني براي نوشتن برنامههايي كه قادر به chat كردن اتوماتيك باشند) اما هنوز هيچ ماشيني موفق به گذر از چنين تستي نشده است. همانگونه كه مشخص است، اين تست نيز كماكان دو پيش فرض اساسي را در بردارد: در زمينه توسعه بازيها، تا حدي به بازي شطرنج پرداخته شد كه غالباً عدهاي هوش مصنوعي را با شطرنج همزمان به خاطر ميآورند. مككارتي كه پيشتر اشاره شد، از بنيانگذاران هوش مصنوعي است اين روند را آنقدر اغراقآميز ميداند كه ميگويد: افقهاي هوش مصنوعي در 1943،Mcclutch (روانشناس، فيلسوف و شاعر) و Pitts (رياضيدان) طي مقالهاي، ديدههاي آن روزگار درباره محاسبات، منطق و روانشناسي عصبي را تركيب كردند. ايده اصلي آن مقاله چگونگي انجام اعمال منطقي به وسيله اجزاي ساده شبكه عصبي بود. اجزاي بسيار ساده (نورونها) اين شبكه فقط از اين طريق سيگنال هاي تحريك (exitory) و توقيف (inhibitory) با هم درتماس بودند. اين همان چيزي بود كه بعدها دانشمندان كامپيوتر آن را مدارهاي (And) و (OR) ناميدند و طراحي اولين كامپيوتر در 1947 توسط فون نيومان عميقاً از آن الهام ميگرفت. امروز پس از گذشته نيمقرن از كار Mcclutch و Pitts شايد بتوان گفت كه اين كار الهام بخش گرايشي كاملاً پويا و نوين در هوش مصنوعي است. پيوندگرايي (Connectionism) هوشمندي را تنها حاصل كار موازي و همزمان و در عين حال تعامل تعداد بسيار زيادي اجزاي كاملاً ساده به هم مرتبط ميداند. شبكههاي عصبي كه از مدل شبكه عصبي ذهن انسان الهام گرفتهاند امروزه داراي كاربردهاي كاملاً علمي و گسترده تكنولوژيك شدهاند و كاربرد آن در زمينههاي متنوعي مانند سيستمهاي كنترلي، رباتيك، تشخيص متون، پردازش تصوير،… مورد بررسي قرار گرفته است. البته هنگامي كه از گرايشهاي آينده سخن ميگوييم، هرگز نبايد از گرايشهاي تركيبي غفلت كنيم. گرايشهايي كه خود را به حركت در چارچوب شناختي يا بيولوژيك يا منطقي محدود نكرده و به تركيبي از آنها ميانديشند. شايد بتوان پيشبيني كرد كه چنين گرايشهايي فرا ساختارهاي (Meta –Structure) رواني را براساس عناصر ساده بيولوژيك بنا خواهند كرد. 1- Jon Mccarthy برگرفته از سايت www.srco.ir نوشته شده توسط هادی قنبری | لینک ثابت |
|
About
این وبلاگ حاوی مطالبی در مورد برنامه های کاربردی کامپیوتر و آموزش های آن داراست که امید است با مطالعه آن نیاز های نرم افزاری شما برآورده شده باشد و ما را از دعای خیرتان محروم نفرمایید . این وبلاگ در سال 85 در دانشکده فنی شهید رجایی در درس مبانی اینترنت با راهنمایی های آقای آذری تهیه و در دست شما دوستان است.لازم به ذکر است کپی از مطالب این وبلاگ با شرح منبع بلامانع است . یکشنبه 26/9/138 ساعت 8:30 هادی قنبری
Google Searcher
|
Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >Hessam Sedaghati